کاریکاتور پیغبر اسلام و گفتوگوی تمدن ها
یادش به خیر آن روز از روزگاری که عقلانیت هنوز در عرصهء سیاست حرفی برای گفتن داشت، آقای خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شد و طرح گفتو گوی تمدنها را ارائه داد. در آن زمان از هر سو بر او خرده گرفتند که "مگر ما به درس فلسفه احتیاج داریم؟" و این روزها می بینیم که به چه اندازه به این درسها نیاز بود.
غربی که شرق و به ویژه جهان اسلام را نمی فهمد و از او انتظار دارد که در برابر برگزاری "مسابقهء اهانت" به کسی که هزار و چهارصد سال نامش را جز با صلوات نیاورده است، به احترام تقدس "آزادی بیان"، سکوت کند. و جهان اسلامی که همهء غرب را، با همهء تنوع و پیچیدگی هایش، در یک نشریه مستقل از یک کشور آن خلاصه می کند و خشک و تر را در یک آتش قهر می سوزاند.
امروزه، در دهکدهء جهانی گفتوگوی تمدنها یک "درس فلسفی" نیست بلکه "شناختن همسایست" و نیازیست حیاتی. ای کاش مسئولین کشور با دید وسیعتری به بحرانهای اخیر می نگریستند و به جای آنکه با مقابله به مثل با چند مجلهء مستقل اروپایی، سیاست کشور را در سطح آنها نزول دهند، از این فرصت استفاده می کردند تا طرح گفتوگوی تمدنها را احیاء کنند و در این راه علمدار جهان شوند. این ماجرا بی شباهت یه داستان "خدو انداتن خصم در روی علی" در مثنوی معنوی نیست، بیاییم و از فرهنگمان درسی به جهان دهیم.
چون ببیند کان گنه شد طاعتی
تقدیم به تو...
چونک اخوان را دل کینهورست یوسفم را قعر چَه اولیترست
مست گشتم، خویش بر غوغا زنم چَه چه باشد، خیمه بر صحرا زنم
بر کف من نِه شراب آتشین وانگه آن کر و فر مستانه بین
"مولوی"
تقدیم به تو....